تبليغاتX
شماره یک

شماره یک

شکیبایی یا قنطار؟!
 

شکیبایی عزیز هر چه منتظر برنامه ای هر چند کوتاه از از رسانه ی ملی !نشستم خبری نشد.خبر مرگ تو ششمین خبر بخش خبری شبانه بود.البته که آقای قنطار لبنانی از تو مهمتر بود .آخر ایشان مغز یک کودک ۴ ساله ی اسراییلی را در حضور پدرش به صورت هنرمندانه ای پخش نمودند.تازه ایشان به خوبی توانسته بودند با هنر مندی کامل اندام تنومند خود را با وجود شکنجه های مرد افکن رژیم صهیونیستی حفظ نماید.حتی با وجود آن همه شکنجه و ظلم و بدبختی در آن زندانها توانسته مدرک لیسانس را هم کسب کند.

پیام تبریک ها بود که نثار اعراب مزد بگیر شد٬گویا تلقین می شد که ما هم باید شاد باشیم و جشن بگیریم!ولی مطمئن بودم خیلی از مردم خصوصا جوانان هنر دوست در غم از دست دادن هنرمندی چون تو غمگینند.آخر تو از ملتی ٬از دامن این مردم پاکی٬فرزند نجیب میهنی.

نقش جوان مبارز کرمانی را چه صمیمانه بازی کردی٬چقدر قشنگ شعر انار را برای فرزندان میهن تکرار کردی٬چه دوست داشتنی بودی در رو زی روزگاری٬ چقدر عاشقانه در خانه ی سبز زندگی می کردی  .حتی درسارا و کاغذ بی خط هم دوست داشتنی بودی.

خسرو شکیبایی عزیز تو یک امشب را میهمان این سرای فانی هستی و فردا در میان دریایی از اشک و خاطره خواهی رفت.اگر چه بودن یا نبودن تسلیتی از جانب به اصطلاح آقایان برای تو که نامت در دفتر هنر ایران تا ابد ثبت خواهد ماند اهمیتی ندارد٬اما همین تاریخ خوب در خاطر نگاه خواهد داشت که چگونه در این مرز وبوم جای اولویت ها عوض شده و چطور به زور ارزش های بی ارزشی را تبلیغ می کنند غافل از اینکه این عشق است که بر قلب های بیدار حکومت می کند.

یادت همشه سبز

+نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت0:4توسط پرواز |
روزت مبارک

پدر روزت مبارک.

تقدیم تو باد هر چه گل سرخ

تقدیم تو باد هر چه لبخند

پدر روزت مبارک

بوسه ای بر دستان عزیزت

کاش می توانستم!

از این راه دور ٬ به اندازه ی زمین تا آسمان

به تو تبریک می گویم

روزت مبارک

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت13:59توسط پرواز |
سگها و گرگها
 شعری از اخوان...

 
هوا سرد است و برف آهسته مي بارد
زابري ساكت و خاكستري رنگ
زمين را بارش مثقال مثقال 
فرستد پوشش فرسنگ فرسنگ
سرود كلبه بي روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولي از زوزه هاي باد پيداست
كه شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پرده هاي برفها باد
روان بر بالهاي باد باران
درون كلبه بي روزن شب
شب توفاني سرد زمستان ...
 
ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت3:43توسط پرواز |
سیاست ناله!

 

برنامه های تلویزیون رادیده اید؟جنگ٬آمریکا٬خاطرات جنگ ژاپن وآمریکا٬فیلم به نام پدر٬سپاه قهرمان!

روزنامه ها چطور؟"وقت شکستن شاخ غول است"٬ "آمریکا نمی تواند تهدیدی برای ایران باشد!"...

آیا این ها اعلام آماده باش برای یک دفاع مقدس دیگر است؟پس پیشنهادات مذاکرات برد برد!چه می شود؟رییس جمهور امام زمان چه سیاستی پیش خواهد گرفت؟

من که خودم را آماده کرده ام تا مشت محکمی در دهان هر کس که آقایان بگویند بزنم.ولی خوب نمی دانم فعلا  این مشت را چه کنم؟قبلا در صف مدرسه هر روز صبح گلویمان را پاره می کردیم و چند تا مشت و نفرین حواله ی آمریکا٬شوروی٬صدام...می کردیم بعد شوروی در اثر این ناله ونفرین ها موزاییکی شد.چندی بعد صدام گرفتار نفرینمان شد!فقط مانده این آمریکای لعنتی با آن وزیر خارجه کثیفش!جوان های مردم رااز را به در میکنه.آفرین به روسیه که انقدر با ما رفیقه٬بی هیچ چشم داشتی فقط خدا کنه مشکلش دریاره سپر موشکی با آمریکا حل نشه!شما هم دعا کنید.

از طرفی عراق که از اول دوست بود برادر هم شد!این همه کشته وشیمیایی و...هم خسارت خود را به امید خدا از آن دنیا از صدام ملعون دریافت خواهند نمود.دعا نمیکنید؟!

هرگز یادتان نرود در خواب و بیداری آماده جنگ باشید!اگر میهنتان نمی تواند به شما امکانات و رفاه و آموزش و بهداشت و تفریح و...از این دست چیز های بی ارزش دنیوی بدهد شما که میتوانید جان بی ارزشتان را برایش فدا کنید!!

فعلا تا آن موقع این کارها را فراموش نکنید.

۱ـسیاست دعا ونفرین را فراموش نکنید.(به مادر بزر گها مراجعه شود)

۲ـبه بشقاب های خالی سفره هایتان یک بشقاب دیگر هم اضافه کنید.شاید فرجی شد!

۳ـهر کسی گفت بعضی ها دارند از کیسه ملت میبرند انگشتتان را تا ته در گوشتان فرو کنید!(ولی با چشمتان خوب ببینید که طرف چگونه از صفحه ی روزگار محو میشود)

۴ـدر مواقع ضروری با صفهای میلیونی به خیابان ها بریزیدتا توی دهن هر کس که گفتند بزنید.(برای این حضورها مجوز قبلا صادر شده اصلا نترسید!)

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت21:58توسط پرواز |
Generated Image